Wednesday, 28 October , 2020
امروز : چهارشنبه, ۷ آبان , ۱۳۹۹ - 12 ربيع أول 1442
شناسه خبر : 3675
  پرینتخانه » یادداشت تاریخ انتشار : ۲۵ شهریور ۱۳۹۹ - ۱۸:۵۳ | | ارسال توسط :
حکایت دهم

در معني سلامت جاهل در خاموشي از كتاب بوستان سعدي

سخن گفتن بیهوده و در هر موردی نظر دادن و خود را عالم پنداشتن از نشانه های نادانی ست
در معني سلامت جاهل در خاموشي از كتاب بوستان سعدي

دکتر لیلا حلاج زاده-

مردی خوش اخلاق کهنه پوش در مصر زندگی می کرد که مدتی سخن نمی گفت.مردم از دور و نزدیک در اطرافش مثل پروانه می چرخیدند تا از نور وجودش بهره مند شوند. شبی با خود اندیشید که الان که حرف نمی زنم،مردم این گونه در اطرافم هستند،چه بهتر که سخن بگویم و همه بدانند که چقدر عالم و دانشمندم.
سخن گفت و همه فهمیدند که در مصر، از وی نادان تر نیست.مردم از اطرافش متفرق شدند و مجبور به ترک شهر شد و با خود می گفت:
در آیینه گر خویشتن دیدمی
به بی دانشی پرده ندریدمی
چنین زشت ازآن پرده برداشتم
که خود را نکوروی ‌پنداشتم
آری،سخن گفتن بیهوده و در هر موردی نظر دادن و خود را عالم پنداشتن از نشانه های نادانی ست.زیاده سخن گفتن، هیبت عالم و آبروی جاهل را می برد؛پس حرف دل خود را بی فکر برزبان نیاوریم چرا که هر وقت خواستیم می توانیم بیان کنیم ولی حرف گفته را دیگر نمی توان پنهان کرد.
بهایم خموشند و گویا بشر
زبان بسته بهتر که گویا به شر
چو‌مردم سخن گفت باید بهوش
وگرنه شدن چون بهایم خموش
به نطق است و عقل آدمی زاده فاش
چو طوطی سخن گوی نادان مباش

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.