Sunday, 24 January , 2021
امروز : یکشنبه, ۵ بهمن , ۱۳۹۹ - 11 جماد ثاني 1442
شناسه خبر : 4454
  پرینتخانه » یادداشت تاریخ انتشار : ۱۳ آبان ۱۳۹۹ - ۱۸:۲۹ | | ارسال توسط :

حكايت در شكر بر عافيت از كتاب بوستان سعدي

پسندها و آرزوهاي سعدي در بوستان بيش از ديگر آثار او نمايان است؛ به عبارت ديگر سعدي، مدينه فاضله اي را كه مي جسته در بوستان تصوير كرده است.
حكايت در شكر بر عافيت از كتاب بوستان سعدي

دانشمند فقيهي از كنار مستي عبور كرد و از ديدن حال او، به خود مغرور شد و از اين غرور، به مست توجه نكرد و رفت. جوان سر بلند كرد و گفت:«ای پیرمرد!تو که در نعمت و بی نیازی هستی، تکبر نکن؛ چرا که کبر و غرور است که محرومی می آورد. اگر کسی را گرفتار دیدی، نخند تا مبادا تو هم گرفتار گردی.
نه آخر در امکان تقدیر هست
که فردا چو من باشی افتاده مست؟
تو را آسمان خط به مسجد نبشت
نزن طعنه بر دیگری در کنشت
در نظر سعدی نه تنها افراد بشر گرامیند و در خور شفقت، بلکه هر موجود زنده ای حق حیات دارد؛ حتی رعایت آسایش موری که در کیسه گندم سرگردان است، واجب است چه برسد به انسانهای اطرافمان.
درسی که برای خودسازی مناسب است، همین دریافت نعمت و شکرگزاری بر آن است و مغرور نشدن و کبر نورزیدن؛مبادا که دل آفریده ای از غرور ما شکسته شود. انصاف و حق پذیرای فضیلتی است گرانقدر و ستودنی.

نویسنده : دکتر لیلا حلاج زاده
به اشتراک بگذارید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.