گیرا آنلاین_ اختصاصی هفته نامه گیرا_ بازار رشت، با راستههای تنگ و سقفهای چوبی، سالها قلب زندگی شهری و نماد فرهنگ گیلان بود. با این که هر وقت پای درددل بازاریان مینشستیم از کسادی بازار میگفتند اما زندگی بالاخره جریان داشت. قبل از آتشسوزی، این بازار نه فقط مرکز خرید و فروش، بلکه محل شادی و زندهدلی مردم بود. مغازهها پر از رنگ، بو و صدا بود؛ نان تازه و ادویهها در هوا معطر میشد و آوازهایی گاهی از فروشندگان یا رهگذران شنیده میشد که گاهی با رقص همراه بود.
تصاویری که گردشگران و رسانهها از بازار رشت منتشر کردند، نه تنها محلیها بلکه جهانیان را به این شهر خلاق غذا و میراث فرهنگی معرفی کرده بود. راستهها و سرایهای بازار، هر یک با داستان خود، جلوهای از زندگی جمعی و همبستگی مردم را نشان میدادند. اما بعد شب ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، همه چیز ناگهان تغییر کرد. آتش از یکی از مغازههای خیابان شریعتی شروع شد و در کمتر از چند ساعت، سقفهای چوبی و مغازههای متراکم بازار را بلعید. حالا هم وضعیت خرید و فروش خراب است و هم دیگر برای بسیاری بازاری نمانده است.
یکی از کسبه در میان دود گفت: سالها روی این مغازه کار کردم. سرمایه، خاطرات، زندگی… همه اینجا بود. حالا فقط خاکستر مانده.
طاقی بزرگ، طاقی کوچک، سرای ملک و راسته کتابفروشان بخش زیادی از هویت تاریخی بازار را از دست دادند. حتی بخشهایی که با آهن و بتن مقاومتر ساخته شده بودند، تاب آتش را نیاوردند.
خسارت فراتر از سرمایه
خسارت اقتصادی این آتشسوزی، فراتر از عدد و رقم است. بیش از ۴۰۰ مغازه آسیب دیدند و سرمایههای میلیاردی کسبه نابود شد. بیمه تنها بخش کوچکی از این خسارت را پوشش میدهد و بسیاری از کسبه هنوز نگران چگونگی جبران آن هستند.
یک فروشنده کفش میگوید: این مغازه تنها سرمایه من بود. حالا نمیدانم چطور چکها و بدهیها را پاس کنم. بیمه هم تا الان کمکی نکرده.
بازار، که همیشه پرشور و پرجنبوجوش بود، حالا در سکوتی سنگین فرو رفته و مشتریان کمتر پا به کوچهها میگذارند.
میراث ملی در خطر
بازار رشت تنها یک بازار اقتصادی نیست؛ میراث ملی و فرهنگی شهر است. طبق گزارش شرق، این بازار ثبت ملی دارد و حفاظت و احیای آن یک وظیفه ملی تلقی میشود.
هر راسته و هر حجره، بخشی از تاریخ و هویت جمعی رشت را روایت میکرد. کارشناسان میراث فرهنگی هشدار دادهاند که اگر بازسازی بدون برنامه و علمی انجام شود، بازار تنها یک کپی بیروح خواهد شد و ارزش فرهنگی و تاریخی آن از بین میرود.
آتشنشانی در مقابل شعلهها
شهرام مومنی، رئیس سازمان آتشنشانی رشت گفت: آتش در سطح گستردهای رخ داد. بیش از ۵۰۰ مغازه و ۶۰ واحد اداری آسیب دیدند و کنترل شعلهها در این سازههای قدیمی بسیار دشوار بود.
آتشنشانان با تمام توان تلاش کردند، اما ساختمانهای قدیمی و باریک بازار و سیمکشیهای فرسوده، شعلهها را تشدید میکردند.
وعدهها و تردیدها
هادی حقشناس، استاندار گیلان، وعده داد که ۶۰ مغازه در مجتمع آدینه برای کسبه آسیب دیده فراهم شود و روند بازسازی بازار آغاز شود. نقشهها و طراحیها نیز در دست اجراست تا احیای بازار به صورت کارشناسی و علمی انجام شود.
اما بسیاری از کسبه نسبت به عملی شدن این وعدهها تردید دارند. یکی از آنها میگوید: «تا الان حرف زیاد است، ولی عمل کم. هیچ حمایتی واقعی ندیدهایم.
تلاش برای بازگشت زندگی
با وجود تمام این ناامیدیها، نشانههایی از امید دیده میشود. بعضی مغازهها باز شدهاند، کسبه دوباره تلاش میکنند فروش خود را از سر بگیرند و مشتریانی هم که هنوز کمرمقاند، به آرامی به بازار بازمیگردند.
این بازار، با تمام زخمها و دودها، هنوز نفس میکشد. بازسازی آن، نه فقط پروژهای اقتصادی، بلکه داستان نجات میراث، امید مردم و احیای فرهنگ شهری است.
از تصاویر جهانی تا واقعیت تلخ
پیش از حادثه، تصاویر بازار رشت به جهان راه یافته بود: فیلمها و عکسهایی که زندگی، رنگ و طراوت بازار را نشان میدادند، از رسانهها و شبکههای اجتماعی فراتر رفتند. گردشگران، خبرنگاران و هنرمندان، زیبایی و شور بازار را به تصویر کشیده بودند.
اما حالا، همان تصاویر خاطرهای هستند از بازاری که یک شبه تبدیل به خاکستر شد و مردم آن، با بغض، خاطرات و امیدشان را کنار آوارها نگه داشتهاند.
درسها و آینده بازار
بازار رشت روایت یک حادثه اقتصادی و اجتماعی است، اما فراتر از آن، داستان هویت و فرهنگ نیز هست. اگر بازسازی با احترام به میراث، کارشناسی دقیق و مشارکت مردم انجام شود، میتواند نمونهای ملی از احیای میراث فرهنگی و اقتصادی باشد.
اما اگر فقط به فکر ساختار اقتصادی یا مجتمعهای تجاری باشند، بازار ممکن است هویتش را از دست بدهد و آن آوازها، خندهها و زندگی جمعی، تنها در تصاویر پیش از حادثه باقی بماند.




