صحنه در دست صابر اَبَر
صحنه در دست صابر اَبَر
.

گیرا آنلاین_ ✍️ بابک کامیاب _ اقتباس مهدی یزدانی خرم از داستان نازنین داستایوسکی که روایتگر مردیست در گورستان زنانه – یکی پیکر بی جان همسر و دیگری خدمتکار سرکوب شده پر از خشم – که بی پروا از بی گناهی و حق همیشه مردانه خود سخن می گوید و مدعیست به واسطه شغلی که دارد آدم شناسیست قهار …

همانطور که از سابقه صابر ابر انتظار می رود کاملا صحنه را در دست گرفته و علاوه بر تسلط به متن ، از تماشاگران نیز غافل نمی شود بطوری که چندین بار با تذکر جالب خود از آنان میخواهد دوربین های خود را پایین آورده و می گوید : به شما کسی یاد نداده کسی که داره خاطراتش رو براتون میگه صداش رو ضبط نکنید !

او در تمامی زمان نمایش خاطرات خود را با جزئیات تامل برانگیز همراه با خشم و شادی به تماشاگر نشان داده تا به پنج دقیقه طلایی خود برسد ، پنج دقیقه ای که شاید زمانی نباشد ولی برای او پر از حسرت ، خشم ، اندوه و تنهایی ابدیست …

هرچند تمام نمایش از اجرا و صحبت های ابر تشکیل شده اما به هیج وجه نمی توان از بازی در سکوت فاطمه نقوی غافل شد ، کمی دقت کنید راه رفتن ، چیدمان ، حرکات دست ، آشپزی ، همه و همه آنقدر حساب شده بوده که مکمل خوبی برای نقش اصلی داستان باشد

نمایش امشب به صرف بورش و خون فرصت مناسبیست برای اینکه در سکوت مطلق شنیدار خاطرات هرچند غم انگیز مردی باشید که حواستان را از تمامی هیاهوی بیرون سالن نمایش پرت کند …

پی نوشت: نمایش امشب به صرف بورش و خون به کارگردانی صابر ابر و تهیه کنندگی سامان باقرپور ۶ و ۷ فروردین در تالار مرکزی رشت روی صحنه رفت. این نمایش برداشتی آزاد از داستان نازنین داستایوفسکی است که توسط مهدی یزدانی خرم نویسنده مطرح نوشته شده است و پیش از این در تهران اجرا شده بود. سالن نمایش در رشت مورد استقبال علاقمندان قرار گرفت.