فردی با شرایط مالی نه چندان خوب به رستوران گرانقیمتی می رود و از گرانترین غذای منو رستوران سفارش می دهد و با تهیه عکسهای متعدد از آن مکان و غذاهای مختلف سعی در نشان دادن و به اصطلاح عامه پز دادن شرایط خود را دارد و این در حالی است که آن شخص تنها به دنبال ارضای امیال فکری خود برای جبران عقده حقارت و خود کم بینی است .

در اصطلاح عامیانه، فردی را که از گره‌های روحی رنج می‌برد و همزمان دنیای روحی دیگران را نیز مختل می‌کند، عقده‌ای می‌نامند؛ این واژه بار منفی سنگینی با خود به همراه دارد. عقده روانی در اصطلاح تخصصی شامل مجموعه‌ای از اندیشه، افکار و هیجانات ناهوشیار حول موضوع واحدی می‌شود که در شرایط و موقعیت‌های مرتبط، در غالب رفتارها خاص بروز می‌یابد. 

در گذشته جبران این حس حقارت به گونه ی دیگری بود اما با گسترش اینستاگرام و سایر شبکه های اجتماعی ، شکل تازه ای به خود یافته است و کارکردهای مثبت اینستاگرام به حاشیه رانده شده است . متاسفانه چنین جنبه های رفتاری در جامعه به نوعی فرهنگ مبدل می شود فرهنگی که اگر شخصی از این غافله عقب بماند به نوعی امروزی و همگام با سایر مردم  نیست ، اما اگر با دقت به این موارد نگاه کنیم ، به وضوح معضل عقده گشایی روانی را فضای مجازی مشاهده می کنیم که اکنون چشم و هم چشمی هایی که در قبل با خرید وسایل منزل ، خودرو ، لباس و اشیاء گرانقیمت و … به صورت فیزیکی نمود می یافت اکنون به صورت مجازی در قالب ” پست ” و ” استوری ” اینستاگرامی بیان می شود و چه بسا که این نمودها حتی جنبه واقعی نداشته و به اصطلاح ” فیک ” باشد اما برای مشاهده کننده و مخاطب این عکسها و کلیپ ها ممکن است بحران و چالش فکری را در زندگی خانوادگی به دنبال داشته باشد.