گیرا آنلاین_ پروژه هنری «آواز زمین | The Earth as a Practice» بهصورت انفرادی و در قالب نقاشی، ویدئوآرت و اینستالیشن از سوی محدثه عابدیدوست ارائه شده است؛ مجموعهای که طبیعت را نه صرفاً بهعنوان یک موضوع تصویری، بلکه بهعنوان مسئلهای ادراکی، فرهنگی و تاریخی مورد توجه قرار میدهد.
در این پروژه، حافظه هنر ایرانی و عناصر بصری برگرفته از نگارگری و نقشمایههای گیاهی همچون تذهیب، تشعیر، اسلیمی، بتهجقه، لالهعباسی و گلوبوته، در مواجهه با زبان انتزاعی هنرمند قرار گرفتهاند تا از بازنمایی مستقیم فاصله گرفته و به بستری برای شکلگیری یک بیان معاصر تبدیل شوند.
محدثه عابدیدوست درباره نقطه آغاز این پروژه میگوید: نقطه آغاز، طبیعت بود؛ اما نه طبیعت بهعنوان منظرهای که صرفاً باید دیده یا بازنمایی شود. پرسش اصلی این بود که ما طبیعت را چگونه میبینیم، چگونه به خاطر میسپاریم و چگونه دوباره آن را میآفرینیم.
به گفته این هنرمند، طبیعت در دورههای مختلف تاریخی زبانهای تصویری متفاوتی پیدا کرده و در هنر ایرانی نیز این موضوع را میتوان در نگارگری، باغ ایرانی، تذهیب، تشعیر، اسلیمی و نقشمایههای گیاهی مشاهده کرد. او در «آواز زمین» تلاش کرده است این حافظه تصویری را نه از مسیر بازسازی گذشته، بلکه با استفاده از زبان شخصی و انتزاع معاصر دوباره تجربه کند.
عابدیدوست همچنین با اشاره به تأثیر ایدههای مرلوپونتی و پدیدارشناسی ادراک، طبیعت را صرفاً یک ابژه بیرونی نمیداند، بلکه آن را حضوری میبیند که از طریق بدن، حس، رنگ، ماده، حرکت و تجربه ادراک میشود. بر همین اساس، در آثار این مجموعه تلاش شده است به جای بازنمایی مستقیم گل و گیاه، کیفیت حضور آنها، از جمله ریتم، رویش، حرکت، زایش و سکوت طبیعت دنبال شود.
نقشمایههای سنتی و عناصر برگرفته از نگارگری نیز در این پروژه صرفاً جنبه تزئینی ندارند. این عناصر برای هنرمند بخشی از یک حافظه بصری و فرهنگی هستند که میتوانند در مواجهه با زبان امروز، معنا و کارکرد تازهای پیدا کنند.
عابدیدوست درباره نسبت این پروژه با سنت نیز تأکید میکند که «آواز زمین» را بیشتر از آنکه بازگشت به سنت بداند، نوعی گفتوگو با آن میداند؛ گفتوگویی که در آن گذشته در مواجهه با اکنون دوباره خوانده و تفسیر میشود.
در این میان، ویدئوآرت و اینستالیشن نیز در کنار نقاشی قرار گرفتهاند تا یک تجربه واحد را شکل دهند. به گفته هنرمند، این رسانهها امکان متفاوتی برای تجربه زمان، حرکت، ماده و ادراک ایجاد میکنند و مخاطب تنها با یک تصویر مواجه نیست، بلکه وارد موقعیتی میشود که در آن طبیعت، حافظه، خیال و حرکت در یک تجربه حسی و ذهنی به یکدیگر میرسند.
«آواز زمین» در نهایت تلاشی است برای بازخوانی طبیعت از مسیر حافظه و خیال؛ تجربهای که در آن سنت و اکنون، بازنمایی و انتزاع و طبیعت و تجربه انسانی در زبان شخصی هنرمند به یکدیگر میرسند و مفهوم زمین، هر بار از نو معنا میشود.




